تبلیغات
مازندارانی مقیم تهران (غرب تهران ) تماس با ما : 09395249763 - مراسم ازدواج

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

مازندارانی مقیم تهران (غرب تهران ) تماس با ما : 09395249763 - مراسم ازدواج

هرکس اسم علی بیاره شه دل علی بال ماس و و نه قیامت پل (امیر پازواری)

که مازندران شهر ما یاد باد همیشه بر بومش آباد باد


صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
تبلیغات
تبلیغات

حدیث روز

تبلیغات

دیکشنری آنلاین



معرفی سایت به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by ParsTools

آمار

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان:
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازید :
آخرین بروزرسانی:

خوش آمدید
تبلیغات
| نویسنده: سید هاشم حسینی گل افشانی

مراسم ازدواج

خواستگاری از دختر توسط اقوام نزدیک داماد صورت می‌گیرد. بعد از رضایت خانواده عروس فردای آن شب غذا و شیرینی تهیه دیده برای خانواده عروس می‌فرستند. برای مراسم اره گیرون یا سهمان بله برون به خانه عروس می‌روند و با دادن انگشتر به عروس در واقع او را برای پسر شان نشان می‌کنند. در همان شب بله برون میزان شیربها (زر) را نیز معین می‌کنند بعد از این مراسم دوران نامزدی آغاز می‌شود که معمولا" از ۶ ماه تا ۲ سال طول می‌کشد.

چند روز مانده به عروسی مقدمات آن را فراهم می‌سازند. به خرید می‌روند و برای عروس داماد پیراهن، پارچه، و وسایل دیگر می‌خرند. برای دعوت کردن مردم به عروسی زنی را به عنوان خبر گیر به خانه‌های مردم می‌فرستند تا همگی را برای عروسی دعوت نماید. یک روز قبل از جشن از خانه داماد تمام مخارج جشن عروسی از قبیل برنج، مرغ، گوشت، روغن به نام خرج بار، را بار اسب می‌کنند و همراه چند گوسفند پای کوبان به خانه عروس می‌فرستند مردم نیز کمک‌هایی به نام سوری در مجمع‌های مسی گذاشته و روی ان را با پارچه‌های رنگی می‌پوشانند و آن را بر سر گرفته به خانه داماد می‌برند. شب قبل از عروسی ? حنابندان ? می‌گیرند. صبح روز حنابندان، عروس و داماد جداگانه با جشن و پای کوبی به حمام می‌روند دلاک در حمام به عروس و داماد شربت و شیرینی می‌دهد و اسپند دود می‌کند. سپس عروس و داماد جداگانه سوار بر اسب، همراه دوستان به خانه می‌روند. شب حنابندان عروس و داماد جداگانه در خانه خود، مراسم حنابندان را انجام می‌دهند در خانه عروس، خواهر یا یکی از دوستان عروس حنا در دست عروس می‌گذارد و در خانه داماد نیز دوستان داماد در دست او حنا می‌گذارند.روز عروسی وعقدکنان خانواده عروس و داماد جداگانه میهمانان ناهار می‌دهند. بعد از ظهر عروسی داماد به همراه فامیل و دوستان برای آوردن عروس به طرف خانه عروس راه می‌افتد داماد از قبل اسبی را تزیین می‌کند تا عروس را روی آن بنشاند وقتی به خانه عروس رسیدند خانواده عروس با نقل و شیرینی و دود کردن اسپند به استقبال آنها می‌رود پدر یا برادر عروس، نانی را به کمر عروس با شال سفید یا سبز می‌نشانند به این نیت که اولین فرزندشان پسر باشد و پیر بچه دیگری آیینه به دست جلوی اسب عروس راه می‌افتد. در بین راه دوستان داماد با پای کوبی و تیر اندازی، در شادمانی سهیم می‌شوند گاهی نیز با گذاشتن مسابقه اسب دوانی بر عروسی می‌افزایند.وقتی که به در خانه داماد رسیدند داماد از اسب پیاده نارنج، انار، یا سیبی، را در دست می‌گیرد و به سمت عروس پرت می‌کند عروس باید آن را بگیرد و سپس آن را با هم بخورند. عروس ابتدا وارد خانه نمی‌شود مگر اینکه پدر داماد سکه‌ای یک راس گاو و یا زمینی را به عنوان رونما یا پاناز به عروس بدهد. وقتی عروس وارد حیاط خانه شد مادر و خواهرهای داماد اسپند دود می‌کنند و نقل و نبات و شیرینی به همراهان می‌دهند تمام مهمانان شام را در خانه داماد می‌خورند وپس از خوردن شام آنجا را ترک می‌کنند تنها زنی به نام ? عروس مار ? همراه عروس می‌ماند. صبح روز بعد از عروسی عروس باید صبحانه را آماده کند و به خانواده داماد بدهد. خانواده داماد نیز لباس، پول، پارچه‌ای را به عنوان خلعت به عروس می‌دهند سه روز بعد از عروسی، عروس و داماد به عنوان سلام به مادرزن، به خانه عروس می‌روند که به آن زن مار سلام می‌گویند. جهاز عروس را یک روز قبل از عروسی به خانه داماد می‌برند.

دام دارهای منطقه عقیده دارند افراد ناپاک نباید وارد گله گوسفند بز شوند زیرا گوسفند از رمه موسی است. به همین دلیل نیز زن‌ها حق دوشیدن شیر گوسفندان را ندارند زیرا ممکن ناپاک باشند از این رو دوشیدن شیر گوسفند و بز وظیفه مردان و دوشیدن شیر گاو بر عهده زن‌ها است. عقیده بر این است که باید وقت خشکسالی و یا روزی که گوسفند به طور رایگان بین اهالی محل توزیع شود. این شیر در منطقه «بلده» نور به «حلوی شیر» معروف است. در گذشته که دام دارها پس از پایان فصل سرما به طرف کوه می‌آمدند در روستای «هفت تن» لاریجان آمل عقیده بر این بود که گوسفند را باید داخل امامزاده «هفت تن» بدوشند و شیر تولیدی را به متولی امامزاده بدهند.





 
تبلیغات